ترجمه "ordre" به فارسی

فرمان, دستور, سفارش بهترین ترجمه های "ordre" به فارسی هستند.

ordre noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرمان

    noun

    Vi kan ikke overlade det til mændene at bestemme om en ordre er mulig.

    سربازها نبايد تصميم بگيرن ، که يک فرمان بايد اجرا بشه يا نه!

  • دستور

    noun

    Men du blev vel trænet til at adlyde ordre?

    اما بهت ياد دادند که دستور رو اجرا کني.

  • سفارش

    noun

    Jeg kan stadig stoppe ordren med dræber koden.

    من هنوز ميتونم با كد نابودي سفارش ها رو متوقف كنم

  • ترجمه های کمتر

    • اجازه
    • اردر
    • امر
    • اُرد
    • حکم
    • حکمی
    • قانون
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ordre " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ordre" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه