ترجمه "rejse" به فارسی

سفر, ایستادن, برخاستن بهترین ترجمه های "rejse" به فارسی هستند.

rejse verb noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • سفر

    noun

    I dag er det ikke usædvanlig for en kvinde at rejse alene.

    امروزه برای یک زن تنها سفر کردن چیز عجیبی نیست.

  • ایستادن

    verb
  • برخاستن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • مسافرت
    • حرکت
    • پا شدن
    • گودال
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rejse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "rejse" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rejse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه