ترجمه "ret" به فارسی

داد, عدل, dorost بهترین ترجمه های "ret" به فارسی هستند.

ret adjective noun adverb common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • داد

    noun

    Og spillere er villige til at arbejde hårdt hele tiden, hvis de bliver givet det rette arbejde.

    و بازیکن ها دوست دارن که همیشه سخت کار کنن، اگه کار مناسب بهشون داده بشه.

  • عدل

    noun

    En dommer skulle dømme retfærdigt, søge ret og ikke tage imod bestikkelse

    قاضی باید با عدل داوری کند، انصاف را بجوید، و از پذیرفتن رشوه پرهیز کند

  • dorost

  • راست

    adjective

    Måske havde de også ret med hensyn til dig.

    شايد در مورد تو هم راست مي گفتند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ret " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ret"

عباراتی شبیه به "ret" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ret" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه