ترجمه "rette" به فارسی
درست, هدایت کردن بهترین ترجمه های "rette" به فارسی هستند.
rette
verb
adjective
noun
دستور زبان
-
درست
verbJeg tænker at han har ret.
من فکر می کنم که او درست می گوید.
-
هدایت کردن
„Jeg har virkelig følt at Jehovas ånd ved mange lejligheder har ledt mig til et bestemt hjem på det rette tidspunkt.“ — Jævnfør Apostelgerninger 16:6-10.
در بسیاری از مواقع واقعاً احساس کردهام که روح یَهُوَه مرا در زمان درستی به سوی خانهٔ بخصوصی هدایت کرده است.»—با اعمال ۱۶:۶-۱۰ مقایسه شود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rette " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "rette"
عباراتی شبیه به "rette" با ترجمه به فارسی
-
حقوق موضوعه
-
حقوق تطبیقی
-
dorost · داد · راست · عدل
-
هدف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن