ترجمه "ritual" به فارسی

آیین, تشریفات, تشریفات مذهبی بهترین ترجمه های "ritual" به فارسی هستند.

ritual Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • آیین

    noun

    Det var en slags ritual, da jeg voksede op.

    وقتی داشتم بزرگ می شدم ، این دیگه شده بود یجور آیین پرستش.

  • تشریفات

    noun

    Jeg jeg synes det fortæller os at vi har designet denne ritual

    در نتیجه من فکر میکنم که اون به ما میگه ما این تشریفات را ترتیب داده ایم

  • تشریفات مذهبی

    noun
  • مراسم

    noun

    Vi lader dig ikke blive udnyttet til uhyggeligt ritual.

    ما نميذاريم که ازت توي يه مراسم فدا کردن مسخره ، سوء استفاده بشه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ritual " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ritual
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • آیین

    noun

    Det var en slags ritual, da jeg voksede op.

    وقتی داشتم بزرگ می شدم ، این دیگه شده بود یجور آیین پرستش.

اضافه کردن

ترجمه های "ritual" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه