ترجمه "ritual" به فارسی
آیین, تشریفات, تشریفات مذهبی بهترین ترجمه های "ritual" به فارسی هستند.
ritual
Noun
دستور زبان
-
آیین
nounDet var en slags ritual, da jeg voksede op.
وقتی داشتم بزرگ می شدم ، این دیگه شده بود یجور آیین پرستش.
-
تشریفات
nounJeg jeg synes det fortæller os at vi har designet denne ritual
در نتیجه من فکر میکنم که اون به ما میگه ما این تشریفات را ترتیب داده ایم
-
تشریفات مذهبی
noun -
مراسم
nounVi lader dig ikke blive udnyttet til uhyggeligt ritual.
ما نميذاريم که ازت توي يه مراسم فدا کردن مسخره ، سوء استفاده بشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ritual " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ritual
-
آیین
nounDet var en slags ritual, da jeg voksede op.
وقتی داشتم بزرگ می شدم ، این دیگه شده بود یجور آیین پرستش.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن