ترجمه "ryg" به فارسی
پشت, پس, پشت انسان بهترین ترجمه های "ryg" به فارسی هستند.
ryg
noun
verb
common
دستور زبان
-
پشت
nounDet hele er fint indtil hun dolker dig i ryggen.
تا قبل اينکه از پشت بهم خنجر بزنه ، خيلي دختر مهربونيه.
-
پس
adverbLfyou ikke afskedige, jeg vil slå din lysende tænder gennem ryggen ofyour kraniet.
اگه بيخيالش نشي ، با مشت ميزنم دندون هاي قشنگت رو ميچسبونم به پس کله ات.
-
پشت انسان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ryg " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ryg"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن