ترجمه "skind" به فارسی

پوست, پوسته, چرم بهترین ترجمه های "skind" به فارسی هستند.

skind noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوست

    noun

    Jeg har lige fundet skindet af en klapperslange for to timer siden.

    تازه دو ساعت پيش پوست يه مار " کاپرهد " پيدا کردم.

  • پوسته

    noun
  • چرم

    noun

    Bibelskribenterne og de der afskrev teksterne, nedfældede de inspirerede budskaber på forgængelige materialer som papyrus og skind.

    نگارندگان و نسخهبرداران، این کتاب را بر موادی ناپایدار از قبیل کاغذ پاپیروس و چرم نگاشتهاند.

  • ترجمه های کمتر

    • pust
    • پوست خام
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skind " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "skind" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "skind" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه