ترجمه "skinne" به فارسی
براق شدن, برق زدن, تابیدن بهترین ترجمه های "skinne" به فارسی هستند.
skinne
verb
noun
common
دستور زبان
-
براق شدن
verb -
برق زدن
verb -
تابیدن
verb8 Det åndelige lys blev ved med at skinne i hele det første århundrede.
۸ طی قرن اول، نور روحانی به تابیدن ادامه داد لیکن یَهُوَه همهٔ جوانب مقاصدش را بر آن مسیحیان آشکار ننمود.
-
ترجمه های کمتر
- درخشش
- ریل
- سوسو زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " skinne " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "skinne"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن