ترجمه "skud" به فارسی

تیراندازی, شلیک, شوت بهترین ترجمه های "skud" به فارسی هستند.

skud noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تیراندازی

    noun

    Da den anden krydsede grøften, hørte han skud.

    دومین پیر در حالی که در میان راه بود صدای تیراندازی شنید.

  • شلیک

    noun

    Kom nu, drenge, jeg har brug for hoved skud!

    یالا ، بچه ها ، لازمه که به سرشون شلیک کنید!

  • شوت

    noun

    og Michael Jordans kendte skud kan eftergøres

    و شوت معروف مایکل جوردن، بارها و بارها

  • مقداراستعمال دارو

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skud " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "skud" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه