ترجمه "slap" به فارسی
سست ترجمه "slap" به فارسی است.
slap
adjective
verb
دستور زبان
-
سست
adjectiveMen at kæber og læber skal være afslappede, betyder selvfølgelig ikke at man skal blive slap i sin udtale.
البته منظور از آزاد کردن ماهیچههای آرواره و لبها این نیست که سست و بیحال صحبت کنیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slap " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن