ترجمه "soldat" به فارسی

سرباز, سالدات, سربازشدن بهترین ترجمه های "soldat" به فارسی هستند.

soldat noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرباز

    noun

    Begraver man nok soldater, skriver man ikke nye prædikener.

    وقتي اين تعداد سرباز رو دفن کني ، از نوشتن خطبه ي جديد خسته ميشي ديگه.

  • سالدات

  • سربازشدن

  • ترجمه های کمتر

    • سربازى كردن
    • سپاهي
    • سپاهی
    • نظامي
    • نظامي شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " soldat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "soldat"

اضافه کردن

ترجمه های "soldat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه