ترجمه "solen" به فارسی

خورشید, آفتاب, خورشید بهترین ترجمه های "solen" به فارسی هستند.

solen noun proper common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • خورشید

    proper

    Der er intet nyt under solen.

    بر زیر خورشید هیچ چیز جدیدی نیست.

  • آفتاب

    noun

    Nedtrykt, drevet af frygt, kæmpede han sig gennem det barske og vilde terræn under den brændende sol.

    محزون و غمزده و از خوف مرگ بر جادههای ناهموار و زیر آفتاب سوزان قدم برمیداشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " solen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Solen proper دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • خورشید

    proper

    Der er intet nyt under solen.

    بر زیر خورشید هیچ چیز جدیدی نیست.

  • آفتاب

    proper

    Sol — måne — stod stille i deres ophøjede bolig.

    آفتاب و ماه در بُرجهای خود ایستادند.

تصاویر با "solen"

عباراتی شبیه به "solen" با ترجمه به فارسی

  • sol
    khorshid · آفتاب · انعکاس نور خورشید · خور · خورشيد · خورشید · شمس · نور خورشید · هور
  • Sol
    خورشيد
اضافه کردن

ترجمه های "solen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه