ترجمه "spise" به فارسی
خوردن, khordæn, غذا بهترین ترجمه های "spise" به فارسی هستند.
spise
verb
noun
common
w
دستور زبان
-
خوردن
verbJeg er ved at spise.
من در حال خوردن هستم.
-
khordæn
-
غذا
nounJeg har endnu ikke spist.
هنوز غذا نخورده ام.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spise " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "spise"
عباراتی شبیه به "spise" با ترجمه به فارسی
-
گل همیشهبهار
-
باغ
-
توانستن
-
هویج
-
مرزنجوش وحشی
-
باغ · باغچه · بودن · بوستان · حیات · حیاط · داشتن · داشتَن · پارک · پالیز · پردیس · پوشیدن
-
باغ گیاه شناسی · باغ گیاهشناسی
-
باغ وحش · باغوحش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن