ترجمه "springvand" به فارسی

آبنما, فواره, بیرون ریزی بهترین ترجمه های "springvand" به فارسی هستند.

springvand Noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبنما

  • فواره

    noun

    Jeg kan ikke flyve til Italien for at lægge magiske mønter i et springvand.

    من نمی تونم الان فقط بخاطر برگردوندن چندتا سکه جادویی به یه فواره به ایتالیا پرواز کنم.

  • بیرون ریزی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " springvand " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "springvand"

اضافه کردن

ترجمه های "springvand" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه