ترجمه "sprog" به فارسی
زبان, زَبان, زبان طبیعی بهترین ترجمه های "sprog" به فارسی هستند.
sprog
noun
neuter
دستور زبان
-
زبان
nounظرفیت برقراری ارتباط به وسیله نشانهها مانند کلمهها یا ژستها [..]
Jeg kan tie perfekt på syv sprog.
من میتوانم در هفت زبان بینقص ساکت باشم.
-
زَبان
-
زبان طبیعی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sprog " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sprog" با ترجمه به فارسی
-
زبان طبیعی
-
زبانهای سلتی
-
زبان تحلیلی
-
زبان چندترکیبی
-
زبانهای اسلاوی
-
زبانهای تلفیقی
-
زبان رسمی
-
زبان تکخانواده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن