ترجمه "spyd" به فارسی

نیزه, پرتاب نیزه, نیزه بهترین ترجمه های "spyd" به فارسی هستند.

spyd noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • نیزه

    noun

    våben

    Også torden og lyn er i hans hånd, som et spyd eller et pilekogger fyldt med pile.

    او همچنین رعد و برق را همانند نیزه و یا بارانی از تیر به کار خواهد گرفت.

  • پرتاب نیزه

    noun

    Nummer tre — kast et spyd.

    شماره سوم – پرتاب نیزه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spyd " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Spyd
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • نیزه

    noun

    Også torden og lyn er i hans hånd, som et spyd eller et pilekogger fyldt med pile.

    او همچنین رعد و برق را همانند نیزه و یا بارانی از تیر به کار خواهد گرفت.

اضافه کردن

ترجمه های "spyd" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه