ترجمه "starte" به فارسی

آماده سازی, ارزش دهی آغازین, راه اندازی بهترین ترجمه های "starte" به فارسی هستند.

starte
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • آماده سازی

  • ارزش دهی آغازین

  • راه اندازی

    Jeg var i stand til at starte et tre-årigt projekt med Caritas Tyskland,

    بنابراین، من تونستم یه پروژه سه ساله رو با "کاریتاس" آلمان راه اندازی کنم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " starte " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "starte" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه