ترجمه "stempel" به فارسی

استامپ, تاپه, مهر بهترین ترجمه های "stempel" به فارسی هستند.

stempel neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • استامپ

  • تاپه

    noun
  • مهر

    noun

    Jeg brugte et stempel til at forsvare Canadas grænser.

    من از یک مهر برای دفاع از کانادا استفاده کردم.

  • پیستون

    Hvert stempel drives af en plejlstang.

    پیستون ها شفت رو تکون میدن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stempel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Stempel
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیستون

    Hvert stempel drives af en plejlstang.

    پیستون ها شفت رو تکون میدن.

تصاویر با "stempel"

عباراتی شبیه به "stempel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "stempel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه