ترجمه "sten" به فارسی

سنگ, sang, تخته سنگ بهترین ترجمه های "sten" به فارسی هستند.

sten noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنگ

    noun

    Et mindre løst stykke klippe

    Midt på vejen var der en sten.

    در وسط راه یک سنگ بود.

  • sang

  • تخته سنگ

    noun

    Han prøvede at smadre mit hoved med en sten og drukne mig.

    تلاش کرد تا سرمو با تخته سنگ خرد کنه و بعد ميخواست غرقم کنه

  • ترجمه های کمتر

    • سنگریزه
    • شن
    • صخره
    • پوسته هسته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sten " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sten proper
+ اضافه کردن

"Sten" در فرهنگ لغت دانمارکی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sten در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "sten"

عباراتی شبیه به "sten" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sten" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه