ترجمه "stjerne" به فارسی
ستاره, اختر, setåre بهترین ترجمه های "stjerne" به فارسی هستند.
stjerne
noun
common
w
دستور زبان
-
ستاره
nounSå du fortæller dine overordnede at du har set stjerner på mit bryst.
پس تو به بخش روسي بگو كه ستاره ها رو بالاي قلبم ديدي.
-
اختر
noun -
setåre
-
ترجمه های کمتر
- نجم
- کوکب
- زبر دست
- ماهر
- هنرشناس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stjerne " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stjerne" با ترجمه به فارسی
-
ستاره اى
-
ماه و ستاره
-
تکامل ستارگان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن