ترجمه "styre" به فارسی

حکومت, قلمرو بهترین ترجمه های "styre" به فارسی هستند.

styre verb noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • حکومت

    noun

    Det var anderledes, da Hoster Tully styrede Flodlandet.

    اوضاع متفاوت بود زمانی که " هوستر تالی " به سراسر " ریور لند " حکومت میکرد

  • قلمرو

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " styre " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "styre"

اضافه کردن

ترجمه های "styre" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه