ترجمه "sump" به فارسی

باتلاق, خلاب, خلاش بهترین ترجمه های "sump" به فارسی هستند.

sump Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • باتلاق

    Og forviste mig, til en ø midt i en sump!

    و بعد من رو به يه جزيره وسط يه باتلاق تبعيد کردي!

  • خلاب

  • خلاش

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sump " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "sump" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه