ترجمه "symptom" به فارسی

نشانههای بیماری, علامت, نشانه بهترین ترجمه های "symptom" به فارسی هستند.

symptom noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • نشانههای بیماری

  • علامت

    noun

    Jeg har ingen symptomer, det har de andre heller ikke.

    علائمي که ندارم ، كسايي هم كه باهاشون هستم نشونه اي ندارن ، حالمون خوبه.

  • نشانه

    noun

    Denne opførelse er et symptom på den kultur, vi har skabt.

    رفتار و اعمال نشانه ای از فرهنگی است که ما ساخته ایم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " symptom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "symptom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه