ترجمه "syn" به فارسی

بینایی, بینش, جنبه فکری بهترین ترجمه های "syn" به فارسی هستند.

syn Noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بینایی

    noun

    Jeg sagde, "Der er en speciel form for visuel hallucination, der kan komme af nedsat syn eller blindhed."

    گفتم: "یک نوعِ توهم بینائي خاص وجود دارد که با نا بینایی مرتبط است."

  • بینش

    noun
  • جنبه فکری

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ذهن
    • طرز فکر
    • قوه ذهنی
    • مناظر و مرایا
    • هوا
    • چشم انداز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " syn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "syn"

اضافه کردن

ترجمه های "syn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه