ترجمه "tjener" به فارسی
پیشخدمت, بنده, خادم بهترین ترجمه های "tjener" به فارسی هستند.
tjener
Noun
w
دستور زبان
-
پیشخدمت
nounservicearbejder
En tjener vil møde Dem ved stalden.
یه پیشخدمت شما رو تو اصطبل می بینه
-
بنده
nounOrdet „tjener“ viser at han underkaster sig Guds vilje, som en tjener underkaster sig sin herres vilje.
واژهٔ ‹بنده› نشانگر آن است که او همچون خادمی که مطیع اربابش است مطیع ارادهٔ خداست.
-
خادم
nounBetuel samarbejdede villigt med Abrahams tjener, og det samme gjorde Rebekka.
بَتُوئیل و رِفقَه هر دو مشتاقانه به خادم ابراهیم کمک کردند.
-
ترجمه های کمتر
- خدمتکار
- خدمتگذار
- گارسون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tjener " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tjener"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن