ترجمه "tjeneste" به فارسی
خدمات, سرویس بهترین ترجمه های "tjeneste" به فارسی هستند.
tjeneste
noun
common
دستور زبان
-
خدمات
Daniel og hans venner blev altså særligt uddannet til at træde i statens tjeneste.
بدینسان دانیال و یارانش را بخصوص برای انجام خدمات حکومتی تربیت میکردند.
-
سرویس
Jeg havde kun været i tjeneste i få dage.
من تنها برای پنج روز تو این سرویس اطلاعاتی بودم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tjeneste " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tjeneste" با ترجمه به فارسی
-
سرویس کشف خودکار
-
سرویس پیام رسانی یکپارچه Microsoft Exchange
-
همه سرویس ها
-
سرویس کپی سایه حجمی
-
خدمات عمومی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن