ترجمه "tog" به فارسی

قطار, ترن, قطار بهترین ترجمه های "tog" به فارسی هستند.

tog noun verb neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • قطار

    noun

    Jeg tilbragte tolv timer i toget.

    من دوازده ساعت را در قطار سپری کردم.

  • ترن

    Toget afgår om fem minutter.

    این ترن پس از پنج دقیقه میرود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tog " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tog
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • قطار

    noun

    Jeg tilbragte tolv timer i toget.

    من دوازده ساعت را در قطار سپری کردم.

تصاویر با "tog"

اضافه کردن

ترجمه های "tog" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه