ترجمه "undtagen" به فارسی
بجز, مگر, مگر اینکه بهترین ترجمه های "undtagen" به فارسی هستند.
undtagen
conjunction
adposition
-
بجز
conjunctionOg det skete, at de mødte folket i ødemarken, alle undtagen kongen og hans præster.
و چنین گذشت که آنها در بیابان به مردم برخوردند، همه بجز پادشاه و کشیشانش.
-
مگر
conjunctionOg over for hvem svor han at de ikke skulle gå ind til hans hvile, undtagen over for dem som handlede ulydigt?
و دربارهٔ کهِ قسم خورد که بآرامئ من داخل نخواهند شد مگر آنانیرا که اطاعت نکردند؟
-
مگر اینکه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " undtagen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن