ترجمه "äquivalent" به فارسی
معادل, برابر, همسنگ بهترین ترجمه های "äquivalent" به فارسی هستند.
äquivalent
adjective
دستور زبان
-
معادل
adjectivebei dem sie das Äquivalent in der chemischen Welt taten.
جایی که آنها در جهان شیمیایی معادل سازی رو انجام دادند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " äquivalent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Äquivalent
noun
neuter
دستور زبان
-
برابر
nounDie Lichter sind das Äquivalent der taktilen Punkte.
چراغ ها در واقع برابر نقطه هاي لمسي هستن
-
همسنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن