ترجمه "übel" به فارسی
بد, شرور, بدکار بهترین ترجمه های "übel" به فارسی هستند.
übel
adjective
دستور زبان
böse (umgangssprachlich) [..]
-
بد
adjectiveDu beeilst dich besser, denn der Biss sieht übel aus.
بهتره عجله کني ، چون اين گاز به نظر خيلي بد مياد.
-
شرور
adjectiveIch weiß genug, um ihre uralten Übel verrotten zu lassen.
به حد کافي مي دونم, تا حدي که شيطان شرور رو به هرشکلي سرکار بزارم
-
بدکار
-
ترجمه های کمتر
- بدی
- مضر
- نابكار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " übel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Übel
noun
neuter
دستور زبان
-
بدی
nounIch wählte das kleinere der beiden Übel.
من بین دوتا بدی اونی که کمتر بود رو انتخاب کردم
-
شر
nounWenn Sie stark sind, sind Sie ein notwendiges Übel.
وقتي که قوي هستيد ، يه شر هميشگي هستيد
-
فژه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن