ترجمه "übel" به فارسی

بد, شرور, بدکار بهترین ترجمه های "übel" به فارسی هستند.

übel adjective دستور زبان

böse (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بد

    adjective

    Du beeilst dich besser, denn der Biss sieht übel aus.

    بهتره عجله کني ، چون اين گاز به نظر خيلي بد مياد.

  • شرور

    adjective

    Ich weiß genug, um ihre uralten Übel verrotten zu lassen.

    به حد کافي مي دونم, تا حدي که شيطان شرور رو به هرشکلي سرکار بزارم

  • بدکار

  • ترجمه های کمتر

    • بدی
    • مضر
    • نابكار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " übel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Übel noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدی

    noun

    Ich wählte das kleinere der beiden Übel.

    من بین دوتا بدی اونی که کمتر بود رو انتخاب کردم

  • شر

    noun

    Wenn Sie stark sind, sind Sie ein notwendiges Übel.

    وقتي که قوي هستيد ، يه شر هميشگي هستيد

  • فژه

اضافه کردن

ترجمه های "übel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه