ترجمه "üben" به فارسی

تمرین کردن, تمرین بهترین ترجمه های "üben" به فارسی هستند.

üben verb دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تمرین کردن

    verb

    Und so stellt mich Waffle House vielleicht einmal ein, nachdem ich etwas mehr geübt habe.

    پس شاید، روزی، خانه وافل من رو استخدام کنه. بعد از اینکه یه کم دیگه با پودیوم تمرین کردم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " üben " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Üben Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تمرین

    noun

    Er hat jeden Tag zuhause geübt.

    او هر روز در خانه تمرین میکرد.

تصاویر با "üben"

اضافه کردن

ترجمه های "üben" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه