ترجمه "Abbild" به فارسی
تصویر, نگاره, آدمک بهترین ترجمه های "Abbild" به فارسی هستند.
Abbild
noun
neuter
دستور زبان
Fetisch (umgangssprachlich) [..]
-
تصویر
nounneben den beiden das zweieihalb Stockwerke hohe Abbild.
در کنار این دو، دوتا و یک تصویر نصفه.
-
نگاره
nounBild und seine Beziehung zu einem darauf abgebildeten wiedererkennbaren Gegenstand
-
آدمک
-
تصوير
Gewöhnlich ist da ein Abbild oder...
معمولاً ميتونم يه تصويري يا چيزي...
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Abbild " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
abbild
-
تصویر
nounneben den beiden das zweieihalb Stockwerke hohe Abbild.
در کنار این دو، دوتا و یک تصویر نصفه.
تصاویر با "Abbild"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن