ترجمه "Abbildung" به فارسی
تصویر, شرح حال بهترین ترجمه های "Abbildung" به فارسی هستند.
Abbildung
noun
feminine
دستور زبان
Vergrößerung (fachsprachlich) [..]
-
تصویر
nounIn der nächsten Abbildung fassen wir die entsprechenden Schaubilder für alle 27 Sprachen zusammen, die wir analysiert haben.
در جدول بعدی همین تصویر را برای تمام ۲۷ زبانی که تحلیل کردیم نشان میدهیم.
-
شرح حال
Die detailgenaue Wiedergabe einer Person oder eines Gegenstandes.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Abbildung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Abbildung"
عباراتی شبیه به "Abbildung" با ترجمه به فارسی
-
تابع همانی
-
تابع يكنوا
-
نگاشت همدیس
-
نگاشت خطی
-
تابع مشتقپذیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن