ترجمه "Abstand" به فارسی

فاصله, فاصلهگذاری, مسافت بهترین ترجمه های "Abstand" به فارسی هستند.

Abstand noun Noun masculine دستور زبان

Leerschlag (schweiz.) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاصله

    noun

    gradlinigen Strecke, die zwei Punkte verbindet.

    Intelligenz ist die Fähigkeit, Abstand nehmen zu können.

    هوش قابلیت قادر بودن به فاصله گرفتن است.

  • فاصلهگذاری

    Versucht, die Zeilenabstände von Write-Dokumenten durch Einfügen zusätzlicher Abstände nachzuahmen

    سعی در شبیه‌سازی فاصله‌گذاری خطوط با افزودن فواصلی قبل از هر بند

  • مسافت

    noun

    ließ beide mit gleichem Tempo und Abstand vorbeifahren

    و هر یک از اینها را با سرعت و مسافت یکسان براه انداخته

  • ترجمه های کمتر

    • تراکم کاشت
    • سرفاصله
    • فاصله بذرافشاني
    • فاصله ردیف کاشت
    • فاصله کاشت
    • كاشت با تراكم بالا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Abstand " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

abstand
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاصله

    Intelligenz ist die Fähigkeit, Abstand nehmen zu können.

    هوش قابلیت قادر بودن به فاصله گرفتن است.

  • فاصلهگذاری

    Versucht, die Zeilenabstände von Write-Dokumenten durch Einfügen zusätzlicher Abstände nachzuahmen

    سعی در شبیه‌سازی فاصله‌گذاری خطوط با افزودن فواصلی قبل از هر بند

عباراتی شبیه به "Abstand" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Abstand" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه