ترجمه "abstehend" به فارسی

دور ترجمه "abstehend" به فارسی است.

abstehend
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دور

    adjective

    Ich habe bloß Abstand zwischen uns gehalten, weil ich wusste, dass dort keiner ist.

    من خودمو دور نگه ميداشتم من ميدونم بين من و تو چيزي وجود نداره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abstehend " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "abstehend" با ترجمه به فارسی

  • تراکم کاشت · سرفاصله · فاصله · فاصله بذرافشاني · فاصله ردیف کاشت · فاصله کاشت · فاصلهگذاری · كاشت با تراكم بالا · مسافت
  • فاصله · فاصلهگذاری
  • خودداری کردن
  • وشیل
اضافه کردن

ترجمه های "abstehend" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه