ترجمه "Arbeit" به فارسی
کار, شغل, وظیفه بهترین ترجمه های "Arbeit" به فارسی هستند.
Maloche (umgangssprachlich) [..]
-
کار
nounbesondere Form der Tätigkeit, dient zum Lebenserhalt [..]
Wer die Arbeit mag, kann ohne diese nicht still sitzen.
کسی که کار را دوست دارد، نمیتواند بدون آن ساکت بنشیند.
-
شغل
nounAuch wenn es wegen deiner Arbeit bald durchschossen ist.
حتي اگر قرار باشه با اين شغل کوفتي تو با گلوله آبکش بشه.
-
وظیفه
nounWas für eine hervorragende Arbeit sie alle bisher geleistet haben.
چه وظیفه ی شایسته ای رو همتون تا حالا انجام میدادید
-
كار
Was bedeutet dir noch wesentlich mehr als die Arbeit?
به چه چيزي بيشتر از كار اهميت ميدي ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Arbeit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
کار
nounDu brauchst nicht so hart zu arbeiten, um das Examen zu bestehen.
نیازی نیست که برای قبولی در امتحان اینقدر سخت کار کنی.
عباراتی شبیه به "Arbeit" با ترجمه به فارسی
-
دسترسیپذیری رایانه
-
ملزومات کار · نيازهاي نيروي كار
-
برنامهريزی کار · سازمان نيروي كار · سازمان کار
-
کار کردن
-
مددکاری اجتماعی
-
تاسیسات عاملمنفعه
-
مثل خر کارکردن
-
کار واقعی