ترجمه "arbeiten" به فارسی
کار کردن ترجمه "arbeiten" به فارسی است.
arbeiten
verb
دستور زبان
schaffen (schwäb.) (umgangssprachlich) [..]
-
کار کردن
verbTom, der den ganzen Tag gearbeitet hatte, wollte sich erholen.
تام، که تمام روز را کار کرده بود، می خواست استراحت کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arbeiten " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Arbeiten
Noun
noun
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Arbeiten" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Arbeiten در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "arbeiten" با ترجمه به فارسی
-
دسترسیپذیری رایانه
-
ملزومات کار · نيازهاي نيروي كار
-
برنامهريزی کار · سازمان نيروي كار · سازمان کار
-
مددکاری اجتماعی
-
تاسیسات عاملمنفعه
-
کار
-
مثل خر کارکردن
-
شغل · كار · وظیفه · کار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن