ترجمه "Atlas" به فارسی

اطلس, اطلس جغرافيايی, مهره اطلس بهترین ترجمه های "Atlas" به فارسی هستند.

Atlas noun Proper noun Noun proper masculine دستور زبان

Atlas (Rakete) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اطلس

    noun

    Sammlung thematisch, inhaltlich oder regional zusammenhängender Landkarten [..]

    Besucher des "Ocean Atlas" auf den Bahamas entdeckten das Leck einer nahegelegenen Ölraffinerie.

    بازدیدکنندگان از « اقیانوس اطلس» در باهاماس خبر از یک نشتی در مجاورت پالایشگاه نفتی دادند.

  • اطلس جغرافيايی

  • مهره اطلس

    erster Halswirbel

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Atlas " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

atlas
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اطلس

    Besucher des "Ocean Atlas" auf den Bahamas entdeckten das Leck einer nahegelegenen Ölraffinerie.

    بازدیدکنندگان از « اقیانوس اطلس» در باهاماس خبر از یک نشتی در مجاورت پالایشگاه نفتی دادند.

تصاویر با "Atlas"

عباراتی شبیه به "Atlas" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Atlas" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه