ترجمه "atmen" به فارسی

نفس کشیدن, دم زدن, نفسكشيدن بهترین ترجمه های "atmen" به فارسی هستند.

atmen verb دستور زبان

Luft kriegen (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نفس کشیدن

    verb

    Es ist schwierig zu atmen bei dieser feuchten Luft.

    زمانی که رطوبت هوا بالا است، نفس کشیدن سخت است.

  • دم زدن

    verb
  • نفسكشيدن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " atmen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Atmen noun Noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نفس

    noun

    Atme durch die Nase.

    از بینی نفس بکش.

  • تنفس

    noun

    Ich hatte Schwierigkeiten beim Atmen.

    برای تنفس مشکل داشتم.

  • تهويه ريوي

  • ترجمه های کمتر

    • حجم تنفسي
    • دم
    • سوخت و ساز تنفسي
    • نفسكشيدن
اضافه کردن

ترجمه های "atmen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه