ترجمه "Binden" به فارسی
ارتباط, پیوند دادن, gereh zadan بهترین ترجمه های "Binden" به فارسی هستند.
Binden
noun
Noun
feminine
دستور زبان
Beim Kochen, die Erhöhung der Viskosität einer Flüssigkeit durch Reduzieren oder durch Zugabe eines Verdickungsmittels wie z.B. Stärke.
-
ارتباط
Doch vor gar nicht langer Zeit haben wir dieses Band zerrissen.
اما اخيراً ما اين ارتباط را از بين برده ايم.
-
پیوند دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Binden " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
binden
verb
دستور زبان
-
gereh zadan
-
بستن
verbAber dein Seilzauber wirkt nicht, da ihn Ketten binden.
ولی تو نمیتونی حقه ی طناب رو اجرا کنی چون اون رو با زنجیر بستن
-
مرتبط سازی
تصاویر با "Binden"
عباراتی شبیه به "Binden" با ترجمه به فارسی
-
نوار موبیوس
-
رباط
-
متهعد شدن
-
گروه بزرگ
-
بند · جلد · رباط · روبان · گروه موسیقی
-
بازیابی
-
بند · جلد · رباط · روبان · گروه موسیقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن