ترجمه "band" به فارسی

رباط, جلد, روبان بهترین ترجمه های "band" به فارسی هستند.

band verb
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رباط

    Aber was passiert, wenn ich ein intaktes Band brauche?

    ..ولی برای رباط يه بافت دست نخوردۀ کامل میخوام

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " band " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Band noun masculine feminine neuter دستور زبان

Schmöker (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جلد

    noun

    Teil eines umfassenderen publizierten Werks.

    Dieses Wörterbuch hat 12 Bände.

    آن لغت نامه 12 جلد دارد.

  • روبان

    noun

    Textilgewebe mit begrenzter Breite und festen, beidseitigen Webkanten

    Ich hatte ein blaues Band an meinem Hut.

    من دور کلاه خودم يک روبان آبي بسته بودم

  • بند

    noun

    Ich zerreiße alle Bande und binde mich an dich.

    همه قيد و بند ها رو پا ره کردم ، او مد م تا به تو بپيوند م

  • ترجمه های کمتر

    • رباط
    • گروه موسیقی

تصاویر با "band"

عباراتی شبیه به "band" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "band" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه