ترجمه "Blase" به فارسی
آبدان, تاول, جوشيدن بهترین ترجمه های "Blase" به فارسی هستند.
Blase
noun
feminine
دستور زبان
Wimmerl (bayr., österr.) (umgangssprachlich) [..]
-
آبدان
Ein kleiner flüssigkeitsgefüllter Raum auf der Haut, der aufgrund von Hitze, Druck oder Infektion entsteht.
-
تاول
nounSie sollten wegen einer Blase nicht die Zeit eines Arztes verschwenden.
نبايد وقت يه دکتر رو با يه تاول حروم کني
-
جوشيدن
-
ترجمه های کمتر
- حباب
- مثانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Blase " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
blase
verb
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"blase" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای blase در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Blase"
عباراتی شبیه به "Blase" با ترجمه به فارسی
-
آیه نحس خواندن
-
مثانه نوروژنیک
-
حباب دات-کام
-
ساک زدن · فوت کردن · وزیدن · کیر مکیدن
-
کیر مکیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن