ترجمه "Bogen" به فارسی
کمان, آرشه, خم بهترین ترجمه های "Bogen" به فارسی هستند.
Bogen
noun
masculine
دستور زبان
Bogen (Waffe) [..]
-
کمان
nounAbschussvorrichtung für Pfeile, Verwendung als Sportgerät oder Waffe [..]
Koyomi kaufte einen Bogen und Pfeile.
کویومی تیر و کمان خرید.
-
آرشه
nounVerwenden Sie einen Bogen oder zupfen Sie ihn?
از آرشه استفاده مي کني يا انگشت ؟
-
خم
nounBlei lässt sich einfach biegen.
سرب به راحتی خم می شود.
-
ترجمه های کمتر
- برگ
- تاق قوسی
- طاق
- قوس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Bogen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
bogen
verb
-
آرشه
nounVerwenden Sie einen Bogen oder zupfen Sie ihn?
از آرشه استفاده مي کني يا انگشت ؟
-
تاق قوسی
تصاویر با "Bogen"
عباراتی شبیه به "Bogen" با ترجمه به فارسی
-
خمیدن
-
خميده · خمیده
-
ورقکاری
-
تیر و کمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن