ترجمه "gebogen" به فارسی
خميده, خمیده بهترین ترجمه های "gebogen" به فارسی هستند.
gebogen
verb
-
خميده
-
خمیده
adjectiveEins: Gebogene Spitzen maximieren die Elastizität beim Zurückziehen und Abschießen des Pfeils.
نخست: نوک های خمیده میتونند حالت ارتجاعی رو به حداکثر برسونند وقتی که کمان رو می کشید و پرتاب می کنید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gebogen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gebogen" با ترجمه به فارسی
-
خمیدن
-
صدف تیغی · ốc mã đao · ốc móng tay · ốc ngón tay
-
ورقکاری
-
تیر و کمان
-
آرشه · تاق قوسی
-
آرشه · برگ · تاق قوسی · خم · طاق · قوس · کمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن