ترجمه "Brust" به فارسی

پستان, سینه, قفسه سینه بهترین ترجمه های "Brust" به فارسی هستند.

Brust noun feminine دستور زبان

Thorax (fachsprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پستان

    noun

    Denn die Brust ist zu einem sehr politischen Organ geworden.

    چون پستان به یک ارگان سیاسی تبدیل شده است.

  • سینه

    noun

    vordere Hälfte des Rumpfes bei Wirbeltieren [..]

    Es wurde immer tiefer, bis es Dereck bis zur Brust reichte.

    گودتر و گودتر شد، تا اینکه آب به سطح سینه ی دِرِک رسید.

  • قفسه سینه

    noun

    Die Partie des Körpers von Halsansatz bis zum Bauch.

    Die Notenlinien sind über dem Kopf und der Brust.

    ما خط حامل را دراز سر تا قفسه سینه را داریم.

  • ترجمه های کمتر

    • غدد پستانی
    • پستانها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Brust " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Brust"

عباراتی شبیه به "Brust" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Brust" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه