ترجمه "brustbein" به فارسی

استخوان سينه, جناغ, استخوان جناق بهترین ترجمه های "brustbein" به فارسی هستند.

brustbein
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخوان سينه

  • جناغ

    Geprelltes Brustbein, gebrochene Rippen.

    جناغ سينهِ کبود شده دنده هاي شکسته.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brustbein " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Brustbein Noun neuter دستور زبان

Der Knochen in der vorderen Mitte des Brustkorbs.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخوان جناق

  • استخوان سينه

  • استرنوم

  • جناغ

    platter, schwertförmiger Knochen in der vorderen Mitte des Brustkorbs

    Geprelltes Brustbein, gebrochene Rippen.

    جناغ سينهِ کبود شده دنده هاي شکسته.

تصاویر با "brustbein"

اضافه کردن

ترجمه های "brustbein" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه