ترجمه "Entfernung" به فارسی

مسافت, فاصله بهترین ترجمه های "Entfernung" به فارسی هستند.

Entfernung noun Noun feminine دستور زبان

eigentlich: “Anzahl der Ri”

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسافت

    noun

    Andererseits sahen Teilnehmer, die für das Training sehr stark motiviert waren, die Entfernung als kurz an.

    از طرف دیگر، کسانی که از انگیزه بالا برای تمرین برخوردار بودند مسافت را کوتاه می دیدند.

  • فاصله

    noun

    Aus der Entfernung dürfte ich ihn nicht spüren.

    من نبايد بتونم از اين فاصله احساسش کنم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Entfernung " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Entfernung" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Entfernung" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه