ترجمه "entfernt" به فارسی

دور ترجمه "entfernt" به فارسی است.

entfernt adjective دستور زبان

Jenseits oder außerhalb des Bereichs des unmittelbaren Interesses; entfernt. [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دور

    adjective

    Ich wohne kilometerweit entfernt vom nächsten Bahnhof.

    من چندین مایل دورتر از نزدیکترین ایستگاه زندگی می کنم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " entfernt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "entfernt" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "entfernt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه