ترجمه "entfernt" به فارسی
دور ترجمه "entfernt" به فارسی است.
entfernt
adjective
دستور زبان
Jenseits oder außerhalb des Bereichs des unmittelbaren Interesses; entfernt. [..]
-
دور
adjectiveIch wohne kilometerweit entfernt vom nächsten Bahnhof.
من چندین مایل دورتر از نزدیکترین ایستگاه زندگی می کنم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " entfernt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "entfernt" با ترجمه به فارسی
-
شاخبری
-
ريزش برگ
-
تنكسازي · تنكسازي گل · شکوفهزدایی
-
حذف
-
پوستهكني
-
ااوافورکتومی · تخمدانبرداری
-
پوستزدايي درخت · پوستكني شيميايي درخت · پوستکنی · پوستگیری از درخت
-
پوستگیری از درخت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن