ترجمه "Ferner" به فارسی
یخچال طبیعی, یخسار, بهعلاوه بهترین ترجمه های "Ferner" به فارسی هستند.
Ferner
noun
masculine
دستور زبان
Kees (österr.) [..]
-
یخچال طبیعی
Sich langsam bewegende Eismassen, die sich auf Bergen oder in Polarregionen angesammelt haben.
-
یخسار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Ferner " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
ferner
adverb
weiters (österr.)
-
بهعلاوه
-
علاوه بر اين
-
همچنین
adverbEr legt ferner Wert auf ihre Ansichten und hört ihr zu.
او همچنین برای نظریات زنش ارزش قائل شده و به او گوش میدهد.
عباراتی شبیه به "Ferner" با ترجمه به فارسی
-
dur · دور
-
خاور دور
-
گاهشمار آینده بسیار دور
-
آوای تندر
-
خاور دور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن