ترجمه "fern" به فارسی

دور, dur بهترین ترجمه های "fern" به فارسی هستند.

fern adjective دستور زبان

In einem großen Abstand in Bezug auf etwas.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دور

    adjective

    Ich sah ein Licht in der Ferne.

    من از دور یک روشنایی دیدم.

  • dur

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fern " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "fern"

عباراتی شبیه به "fern" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fern" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه