ترجمه "fern" به فارسی
دور, dur بهترین ترجمه های "fern" به فارسی هستند.
fern
adjective
دستور زبان
In einem großen Abstand in Bezug auf etwas.
-
دور
adjectiveIch sah ein Licht in der Ferne.
من از دور یک روشنایی دیدم.
-
dur
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fern " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fern"
عباراتی شبیه به "fern" با ترجمه به فارسی
-
بهعلاوه · علاوه بر اين · همچنین
-
خاور دور
-
گاهشمار آینده بسیار دور
-
آوای تندر
-
خاور دور
-
یخسار · یخچال طبیعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن